X
تبلیغات
نامه های عاشقانه (عشق بازی)

نامه های عاشقانه (عشق بازی)

برای همه عاشق های دنیا...

سال اسب...

 

بچه ها امسال ساله اسبه ؛

طالع بینی متولدین سال اسب :

فروردین : اسب بخار! او تند خو، پرخاشگر، بداخلاق و آتشین مزاج است. ای کاش می توانست افکار و اهداف خود را پی گیری کند.

اردیبهشت : اسب درشکه! خودخواهی او از اسب های دیگر کمتر و اهل ساخت و پاخت است.

خرداد : اسب اصیل! هنوز به او دهنه زده نشده است. او هر کاری را که شروع کند، هرگز به پایان نمی رساند.

تیر : اسب عصاری! او بسیار احساساتی است، مرتب به دور خود می چرخد و هرگز زندگی مطابق میل او نیست.

مرداد : اسب صورت فلکی قنطورس! او توان انجام هیچ کاری را ندارد و تنها به خود فکر می کند.

شهریور : یابو! موجود لایقی است؛ اما متاسفانه نمی توان به او اعتماد کرد. او واقع بین و کاری است.

مهر : اسب سیرک! او با پرهای روی سرش دائماً می رقصد؛ اما دقیقاً آنطور که دوست دارد، عمل می کند.

آبان : اسب وحشی! او پر هیجان ترین و احساساتی ترین اسب هاست.

آذر : اسب مزرعه! او بی اراده، کارش را تا آخر انجام می دهد.

دی : اسب مسؤولیت شناس! او استثنایی ترین اسب هاست؛ البته گرفتاری هایی نیز خواهد داشت.

بهمن : اسب مسابقه! باید امید داشت که مراقب سوارکارش باشد.

اسفند : اسب روشن فکر و غمگین! او شاد و سر حال است؛ اما از خود رضایت ندارد. او فقط به کارهایی فکر می کند که می توانسته آنها را انجام دهد.

 

[ سه شنبه پنجم فروردین 1393 ] [ 19:0 ] [ فرشید رمضان پور ]

[ ]

چهارشنبه سوری...

زردی در سرخی گم می شود

دلها در آتش سرخ میشود

این چهارشنبه بهانه ایست تا دلهای آتش گرفته .....خاکستری شوند

روز جشن آتش بر دل سرخی ها مبارک........

[ سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392 ] [ 18:57 ] [ فرشید رمضان پور ]

[ ]

موعد خانه تکانی...

دوباره اسفند رسید

موعد خانه تکانی.....

به خانه دل که رسیدم ، یادت را دیدم ! نه غباری داشت و نه کهنه شده بود...

مهرت جاودانه در دلم خواهد ماند....

[ یکشنبه هجدهم اسفند 1392 ] [ 20:16 ] [ فرشید رمضان پور ]

[ ]

خیال...

خیال میکنم....

در آب های جهان قایقی است

و من مسافر قایق ، هزارها سال است ..... سرود زندۀ دریانوردهای کهن را....

به گوش روزنه های فصول می خوانم ...و پیش می رانم .

مرا سفر به کجا می برد ؟

کجا نشان قدم ناتمام خواهد ماند ......و بند کفش به انگشت های نرم فراغت

گشوده خواهد شد...؟

کجاست جای رسیدن ، و پهن کردن یک فرش و بی خیال نشستن و گوش دادن به

صدای شستن یک ظرف زیر شیر مجاور...؟

[ پنجشنبه هشتم اسفند 1392 ] [ 17:8 ] [ فرشید رمضان پور ]

[ ]

هوای تو...

هوای حرف تو  آدم را

عبور می دهد از کوچه باغ های حکایات

و در عروق چنین لحن

چه خون تازۀ محزونی...!

[ دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1392 ] [ 16:11 ] [ فرشید رمضان پور ]

[ ]

نوازش...

چشمای بستۀ تو رو با بوسه بازش میکنم

قلب شکستۀ تو رو خودم نوازش میکنم

نمیذارم تنگ غروب دلت بگیره از کسی

تا وقتی من کنارتم به هر چی میخوای میرسی

خودم بغل میگرمت پر میشم از عطر تنت

کاشکی تو هم بفهمی که میمرم از نبودنت

خودم به جای تو شبا بهونه هاتو میشمرم

جای تو گریه میکنم جای تو غصه میخورم

هر چی که دوس داری بگو حرفای قلبتو بزن

دلخوشی هات مال خودت ، درد و دلات برای من

من واسۀ داشتن تو قید یه دنیارو زدم

کاشکی ازم چیزی بخوای تا به تو دنیامو بدم

 

[ سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392 ] [ 11:53 ] [ فرشید رمضان پور ]

[ ]

ولنتاین...

میگن به پسرایی که بیش از 7 یا 8تا دوس دختر دارن...

 .

 .

 .

 ....

 .

 .

 .

 ..

 .

 .

 .

 .

وام والنتاین میدن :))))))))))))))

[ یکشنبه بیستم بهمن 1392 ] [ 11:27 ] [ فرشید رمضان پور ]

[ ]

زندگی...

زندگی زیباست....

زشتي هاي آن تقصير ماست....

در مسيرش هرچه نازيباست ، آن تدبير ماست ...

زندگی آب روانی است روان می گذرد....

آنچه تقدیر من و توست همان می گذرد .

[ چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392 ] [ 20:58 ] [ فرشید رمضان پور ]

[ ]

همسفر...

زندگي دفتري از خاطره است 

يك نفر در دل شب ، يك نفر در دل خاك

يك نفر همدم خوشبختي هاست ، يك نفر همسفر سختي هاست

چشم تا باز كنيم عمرمان مي گذرد ، ما همه همسفريم ....

[ سه شنبه پانزدهم بهمن 1392 ] [ 12:5 ] [ فرشید رمضان پور ]

[ ]

ای کاش ها....

مطلب اول

ای کاش یاد بگیریم

 واسه خالی کردن خودمون

 کسی رو لبریز نکنیم . . . !

 مطلب دوم

این بار اگر زن زیبارویی را دیدید ..

 هوس را زنده به گور كنید ..

و خدا را شكر كنید برای خلق این زیبایی ..

زیر باران اگر دختری را سوار كردید ..

جای شماره به او امنیت بدهید .

او را به مقصد مورد نظرش برسانید.....

نه به مقصد مورد نظرتان ..

هنگام ورود به هر مكانی ..

با لبخند بگویید: اول شما .

در تاكسی خودتان را به در بچسبانید نه به او ..

بگذارید زن ایرانی وقتی مرد ایرانی را در كوچه خلوت می بیند

احساس امنیت كند نه ترس ..

بیایید فارغ از جنسیت .. كمی مرد باشید .

[ شنبه دوازدهم بهمن 1392 ] [ 0:17 ] [ فرشید رمضان پور ]

[ ]

حس زنانه...

یه روز یه آقایی نشسته بود و روزنامه می خوند كه یهو زنش با ماهی تابه می كوبه تو سرش.

مرده میگه: برای چی این كارو كردی؟

 زنش جواب میده: به خاطر این زدمت كه تو جیب شلوارت یه كاغذ پیداكردم كه توش اسم سامانتا نوشته شده بود ...

مرده میگه: وقتی هفته پیش برای تماشای مسابقه اسب دوانی رفته بودم  ، اسبی كه روش       شرط بندی كردم اسمش سامانتا بود.

زنش معذرت خواهی میکنه و میره به کارای خونه برسه .

نتیجه اخلاقی: خانمها همیشه زود قضاوت می کنند!

سه روز بعدش مرده داشته تلویزیون تماشا می كرده كه زنش این بار با یه قابلمۀ بزرگ دوباره می كوبه تو سرش !

بیچاره مرده وقتی به خودش میاد می پرسه: چرا منو زدی؟

 زنش جواب میده: آخه اسبت زنگ زده بود!

نتیجه اخلاقی 2:خوشبختانه خانمها همیشه درست حس می کنند .

[ سه شنبه هشتم بهمن 1392 ] [ 22:36 ] [ فرشید رمضان پور ]

[ ]

مسافر...

چرا گرفته دلت، مثل آنکه تنهایی...

 چقدر هم تنها!

خیال می کنم...

 دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستی...؟!

 دچار یعنی....

 عاشق .

  و فکر کن که چه تنهاست....

 اگر ماهی کوچک ، دچار آبی دریای بیکران باشد .

  چه فکر نازک غمناکی!

و غم ، تبسم پوشیده نگاه گیاه است .

 و غم اشاره محوی به رد وحدت اشیاست .

 خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند .

 و دست منبسط نور روی شانه آنهاست .

  نه ، وصل ممکن نیست، همیشه فاصله ای هست .

 اگر چه منحنی آب بالش خوبی است ،

رای خواب دل آویز و ترد نیلوفر .

 همیشه فاصله ای هست .

 دچار باید بود ...

 و گرنه زمزمه حیات میان دو حرف حرام خواهد شد .

  و عشق

 سفر به روشنی اهتراز خلوت اشیاست .

  و عشق

 صدای فاصله هاست.

صدای فاصله هایی که غرق ابهامند؟

 نه،  صدای فاصله هایی که مثل نقره تمیزند

 و با شنیدن یک هیچ می شوند کدر.

 همیشه عاشق تنهاست ...

 و دست عاشق در دست ترد ثانیه هاست .

 و او و ثانیه ها می روند آن طرف روز ،

 و او و ثانیه ها روی نور می خوابند ...

 و او و ثانیه ها بهترین کتاب جهان را به آب می بخشند .

 و خوب می دانند ؛  که هیچ ماهی هرگز،

 هزار و یک گره رودخانه را نگشود .

برگرفته از شعر "مسافر" سهراب سپهری

[ سه شنبه هشتم بهمن 1392 ] [ 17:32 ] [ فرشید رمضان پور ]

[ ]

علم بهتر است یا ثروت...؟

شيخ را گفتند : علم بهتر است يا ثروت ؟!

 شيخ بی درنگ شمشير از ميان بيرون آورد و مانند جومونگ ، مريد بخت برگشته را به سه پاره ی نامساوی تقسيم نمود و گفت :سالهاست که هيچ خری بين دو راهی علم و ثروت گير نميکند !!!

 مريدان در حالی که انگشت به دندان گرفته و لرزشی وجودشان را فرا گرفت گفتند يا شيخ ما را دليلی عيان ساز تا جان فدا کنيم

 شيخ گفت :در عنفوان جوانی مرا دوستی بود که با هم به مکتب می رفتيم ، دوستم ترک تحصيل کرد من معلم مکتب شدم...

 حالا او پورشه دارد ، من پوشه... او اوراق مشارکت دارد، و من اوراق امتحانی... او عينک آفتابی من عينک ته استکانی... او بيمه زندگانی ، من بيمه خدمات درمانی ... او سکه و ارز ، من سکته و قرض . . .

 سخن شيخ چون بدين جا رسيد مريدان نعره ای جانسوز برداشته و راهی کلاسهای آموزش اختلاس گشتندی . . .

[ چهارشنبه دوم بهمن 1392 ] [ 16:25 ] [ فرشید رمضان پور ]

[ ]

مکالمه دو دانشجو در محیط دانشگاه....

 ﺩﺧﺘﺮ : ﺳﻼﻡ ﺷﻤﺎ ﺑﺮﻕ ﻣﯿﺨﻮﻧﯿﻦ ؟؟؟؟

 ﭘﺴﺮ : ﺑﻠﻪ، ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﻓﻬﻤﯿﺪﯼ ؟

 ﺩﺧﺘﺮ : ﺍﺯ ﻣﺪﻝ ﻣﻮﺕ !!!

 ﭘﺴﺮ: ﺷﻤﺎ ﻋﻤﺮﺍﻥ ﻣﯿﺨﻮﻧﯽ ؟؟

 ﺩﺧﺘﺮ : ﺁﺭﻩ، ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﻓﻬﻤﯿﺪﯼ ؟؟؟

 ﭘﺴﺮ : ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﻣﺴﮑﻦ ﻣﻬﺮﯼ ﮐﻪ ﺭﻭ ﺳﺮﺕ ﺳﺎﺧﺘﯽ!

 

[ سه شنبه یکم بهمن 1392 ] [ 11:59 ] [ فرشید رمضان پور ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید