نامه های عاشقانه (عشق بازی)

برای همه عاشق های دنیا...

                                               کتابم بعد از کش و قوس فراوان بالاخره چاپ شد.......

نام کتاب : در به درها

موضوع : طنز اجتماعی (رمان)

طرح پشت جلد

طرح پشت جلد

 

 

نوشته شده در چهارشنبه یکم مرداد 1393ساعت 19:19 توسط فرشید رمضان پور| |

مسیحای جوانمرد من ، ای ترسای پیر پیرهن چرکین...

هوا بس ناجوانمردانه سرد است....آی.....

دمت گرم و سرت خوش باد

سلامم را تو پاسخ گوی در بگشای....

منم من ، میهمان هر شبت لولی وش مغموم

منم من سنگ تیپا خوردۀ رنجور

منم دشنام پست آفرینش نغمۀ ناجور

نه از رومم نه از زنگم همان بیرنگ بیرنگم

بیا بگشای در بگشای دلتنگم

حریفا ! میزبانا ! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد .

تگرگی نیست مرگی نیست

صدایی گر شنیدی صحبت سرما و دندان است

من امشب آمدستم وام بگذارم

حسابت را کنار جام بگذارم

چه میگویی که بیگه شد ، سحر شد بامداد آمد؟

فریبت می دهد بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست .

شعر : مهدی اخوان ثالث

نوشته شده در یکشنبه چهارم خرداد 1393ساعت 19:47 توسط فرشید رمضان پور| |

بعضی ازمردها

انقدر " مرد "هستند که...

یک زن ،

 میتواند باخیال راحت...

 .

 .

 .

 زن باشد...

روز مرد مبارک....

نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1393ساعت 20:50 توسط فرشید رمضان پور| |

اما فقط یک گناه وجود دارد و آن هم دزدی است. هر گناه دیگری صورت دیگردزدی است حرفم را میفهمی ؟ گفتم : نه بابا جان

بدجوری دلم میخواست بدانم ، نمی خواستم باز نا امیدش کنم .

بابا از بی صبری آهی کشید ، این هم گزنده بود چون او مرد کم حوصله ای نبود ، یادمه بیشتر وقت ها تا هوا تاریک نمیشد به خانه نمی آمد و من بیشتر شبها شام را تنهایی می خوردم . وقتی بابا می آمد خانه ، از علی می پرسیدم کجا بوده ؛ هر چند می دانستم در محل ساختمان است و بر کارهای گوناگون نظارت میکند ، مگر اینکار صبر و حوصله نمی خواست ؟ همین حالا هم از تمام بچه هایی که یتیم خانه را برایشان می ساخت نفرت داشتم ؛ گاهی آرزو میکردم کاش آنها هم همراه پدر و مادرشان می مردند .

بابا گفت وقتی مردی را بکشی ، زندگی را از او دزدیده ای ، حق زنش را برای داشتن شوهر دزدیده ای ، همین طور حق بچه هایش را به داشتن پدر ، وقتی دروغ بگویی ، حق طرف را برای دانستن راست دزدیده ای ، وقتی کسی را فریب بدهی ، حق انصاف و عدالت را دزدیده ای . می فهمی؟

بابا گفت : چیزی زشت تر از دزدی نیست ، امیر . مردی که چیزی را بگیرد که حقش نیست ، چه زندگی باشد و چه یک قرص نان ....من توی صورتش تف می کنم . و اگر سر راهم سبز شود ، خدا به دادش برسد . می فهمی ؟

گوشه ای از رمان بادبادک باز  نوشته خالد حسینی  ترجمه : مهدی غبرائی

نوشته شده در چهارشنبه دهم اردیبهشت 1393ساعت 17:29 توسط فرشید رمضان پور| |

تو آسمون زندگیم ستاره بوده بی شمار ....

اما شبای بی کسیم یکی نمونده یادگار ، یکی نمونده از هزار .....

ستاره های گمشده هر شب من هزار هزار ....

اما همیشگی تویی ستاره دنباله دار....

ای تو آشنای ناشناسم ، ای مرحم تو دست لباسم

دیوار شبم شکسته از تو ، از ظلمت شب نمی هراسم  

انگار زاده شده با من عشقی که من از تو می شناسم

تو بودی و هستی هنوز سقف من از این روزگار

با شب من فقط تویی ستاره دنباله دار...

نوشته شده در یکشنبه سی و یکم فروردین 1393ساعت 12:29 توسط فرشید رمضان پور| |

 

بچه ها امسال ساله اسبه ؛

طالع بینی متولدین سال اسب :

فروردین : اسب بخار! او تند خو، پرخاشگر، بداخلاق و آتشین مزاج است. ای کاش می توانست افکار و اهداف خود را پی گیری کند.

اردیبهشت : اسب درشکه! خودخواهی او از اسب های دیگر کمتر و اهل ساخت و پاخت است.

خرداد : اسب اصیل! هنوز به او دهنه زده نشده است. او هر کاری را که شروع کند، هرگز به پایان نمی رساند.

تیر : اسب عصاری! او بسیار احساساتی است، مرتب به دور خود می چرخد و هرگز زندگی مطابق میل او نیست.

مرداد : اسب صورت فلکی قنطورس! او توان انجام هیچ کاری را ندارد و تنها به خود فکر می کند.

شهریور : یابو! موجود لایقی است؛ اما متاسفانه نمی توان به او اعتماد کرد. او واقع بین و کاری است.

مهر : اسب سیرک! او با پرهای روی سرش دائماً می رقصد؛ اما دقیقاً آنطور که دوست دارد، عمل می کند.

آبان : اسب وحشی! او پر هیجان ترین و احساساتی ترین اسب هاست.

آذر : اسب مزرعه! او بی اراده، کارش را تا آخر انجام می دهد.

دی : اسب مسؤولیت شناس! او استثنایی ترین اسب هاست؛ البته گرفتاری هایی نیز خواهد داشت.

بهمن : اسب مسابقه! باید امید داشت که مراقب سوارکارش باشد.

اسفند : اسب روشن فکر و غمگین! او شاد و سر حال است؛ اما از خود رضایت ندارد. او فقط به کارهایی فکر می کند که می توانسته آنها را انجام دهد.

 

نوشته شده در سه شنبه پنجم فروردین 1393ساعت 19:0 توسط فرشید رمضان پور| |

زردی در سرخی گم می شود

دلها در آتش سرخ میشود

این چهارشنبه بهانه ایست تا دلهای آتش گرفته .....خاکستری شوند

روز جشن آتش بر دل سرخی ها مبارک........

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392ساعت 18:57 توسط فرشید رمضان پور| |

دوباره اسفند رسید

موعد خانه تکانی.....

به خانه دل که رسیدم ، یادت را دیدم ! نه غباری داشت و نه کهنه شده بود...

مهرت جاودانه در دلم خواهد ماند....

نوشته شده در یکشنبه هجدهم اسفند 1392ساعت 20:16 توسط فرشید رمضان پور| |

خیال میکنم....

در آب های جهان قایقی است

و من مسافر قایق ، هزارها سال است ..... سرود زندۀ دریانوردهای کهن را....

به گوش روزنه های فصول می خوانم ...و پیش می رانم .

مرا سفر به کجا می برد ؟

کجا نشان قدم ناتمام خواهد ماند ......و بند کفش به انگشت های نرم فراغت

گشوده خواهد شد...؟

کجاست جای رسیدن ، و پهن کردن یک فرش و بی خیال نشستن و گوش دادن به

صدای شستن یک ظرف زیر شیر مجاور...؟

نوشته شده در پنجشنبه هشتم اسفند 1392ساعت 17:8 توسط فرشید رمضان پور| |

هوای حرف تو  آدم را

عبور می دهد از کوچه باغ های حکایات

و در عروق چنین لحن

چه خون تازۀ محزونی...!

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1392ساعت 16:11 توسط فرشید رمضان پور| |

چشمای بستۀ تو رو با بوسه بازش میکنم

قلب شکستۀ تو رو خودم نوازش میکنم

نمیذارم تنگ غروب دلت بگیره از کسی

تا وقتی من کنارتم به هر چی میخوای میرسی

خودم بغل میگرمت پر میشم از عطر تنت

کاشکی تو هم بفهمی که میمرم از نبودنت

خودم به جای تو شبا بهونه هاتو میشمرم

جای تو گریه میکنم جای تو غصه میخورم

هر چی که دوس داری بگو حرفای قلبتو بزن

دلخوشی هات مال خودت ، درد و دلات برای من

من واسۀ داشتن تو قید یه دنیارو زدم

کاشکی ازم چیزی بخوای تا به تو دنیامو بدم

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392ساعت 11:53 توسط فرشید رمضان پور| |

میگن به پسرایی که بیش از 7 یا 8تا دوس دختر دارن...

 .

 .

 .

 ....

 .

 .

 .

 ..

 .

 .

 .

 .

وام والنتاین میدن :))))))))))))))

نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1392ساعت 11:27 توسط فرشید رمضان پور| |

زندگی زیباست....

زشتي هاي آن تقصير ماست....

در مسيرش هرچه نازيباست ، آن تدبير ماست ...

زندگی آب روانی است روان می گذرد....

آنچه تقدیر من و توست همان می گذرد .

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392ساعت 20:58 توسط فرشید رمضان پور| |

زندگي دفتري از خاطره است 

يك نفر در دل شب ، يك نفر در دل خاك

يك نفر همدم خوشبختي هاست ، يك نفر همسفر سختي هاست

چشم تا باز كنيم عمرمان مي گذرد ، ما همه همسفريم ....

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم بهمن 1392ساعت 12:5 توسط فرشید رمضان پور| |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت